الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
82
الغدير ( فارسي )
طلا و نقره يافتند . و به گفته ى ابن جوزى : طلحه 300 شتر بار طلا بر جا گذاشت . و به گزارش بلاذرى از طريق موسى بن طلحه ، عثمان در روزگار خلافتش 000 / 200 دينار طلا به طلحه داد . برگرديد به طبقات ابن سعد 3 / 158 چاپ ليدن ، انساب بلاذرى 5 / 7 ، مروج الذهب 1 / 434 ، عقد الفريد 2 / 279 ، الرياض النضرة 2 / 258 ، دول الاسلام از ذهبى 1 / 18 ، الخلاصة از خزرجى ص 152 . و اين سخن از عثمان خواهد آمد كه : واى من بر پسر زن حضرمى ( مادر طلحه را مىگويد ) چنين و چنان پوستهاى گاو پر از طلا و نقره به او دادم و او خون مرا مىخواهد و مردم را بر عليه من و عليه جان من برمىانگيزد . يكى ديگر عبد الرحمن بن عوف زهرى است كه به گفته ى ابن سعد 1000 شتر و 13000 گوسفند و 100 اسب بر جا گذاشت كه در بقيع مىچريدند و منطقه ى كشاورزى او در جرف 20 شتر مخصوص براى آب كشى داشت . و هم مىنويسد وى آنقدر شمشهاى طلا بر جاى گذاشت كه براى شكستن و بخش كردن آن از تبر استفاده مىشد چندان كه دستهاى تبرداران از بسيارى كار آبله زد و چهار زن از وى به جا ماند كه به هر كدام 000 / 80 سكه رسيد و صالح بن ابراهيم بن عبد الرحمن گفت زن عبد الرحمن كه در مرض موت وى را طلاق داده بود براى يك چهارم از يك هشتم ما ترك كه به او مىرسيد با ما به گرفتن 000 / 83 دينار طلا صلح كرد . و يعقوبى مىنويسد : سهم الارث اين زن را عثمان به او رساند و براى يك چهارم از يك هشتم ما ترك كه به او مىرسيد با دادن 000 / 100 دينار طلا - و گفتهاند 000 / 80 دينار طلا - مصالحه شد . و مسعودى مىنويسد : عبد الرحمن خانه ى خود را بساخت و آن را پهناور گردانيد و در اصطبل او 100 اسب بود و خود 1000 شتر و 000 / 10 گوسفند داشت و يك هشتم مال او پس از وفاتش به 84000 سكه رسيد . برگرديد به طبقات ابن سعد 3 / 96 چاپ ليدن ، مروج الذهب 1 / 434 ، تاريخ